|
+ نوشته شده توسط پویا در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت
1:1 |
چند میلیارد سال پیش با انفجار بزرگ (BIG BANG) جهان بوجود آمد. جهانی که در ابتدا بسیار داغ بود (107K) اجازه به هم پیوستن ذرات اتم و ایجاد اتمها را نمی داد اما کم کم اتمهای اولیه که بیشتر شامل هیدروژن (89%) و هلیم (11%) بودند تشکیل شدند که با سرد شدن تدریجی دمای جهان و به هم پیوستن این اتمها به هم و ایجاد سحابی ها و ستاره ها این اتمها در واکنشهای هم جوشی با آزاد کردن مقادیر بسیار زیادی انرژی به عناصر سنگین تر تبدیل شدند. از چند قرن پیش که کم کم بشر عناصر را شناخت و تعداد عناصر شناسایی شده افزایش یافت نیاز به طبقه بندی آنها احساس گردید به طوری که در ابتدا عناصر را به دو دسته فلزات و نافلزات تقسیم بندی نمودند و بعد بر اساس ترکیباتی که تشکیل می دادند آنها را تقسیم بندی کردند. دانشمندان زیادی در دو قرن اخیر جدول های طبقه بندب عنصرها را به شکل های مختلف ارائه داده اند اما در بین آنها کار دانشمندی روسی به نام دیمتری مندلیف اعتبار و شهرت زیادی پیدا کرده طوری که هم اکنون نیز جدول تناوبی اصلاح شده ی مندلیف در کتب درسی مورد مطالعه قرار می گیرد مندلیف چگونه جدول تناوبی عنصرها را تنظیم کرد؟
در جدول تناوبی مندلیف فقط ۶۳ عنصر قرار داشت بنابراین بدیهی است که انتظار داشته باشیم برخی از جاهای جدول او نسبت به جدول امروزی خالی باشد در واقع مندلیف برای نظم دادن به جدول خود مجبور بود برخی از خانه های جدول را خالی نگه دارد تا عنصر هاي مشايه زير هم قرار گيرند او تصور مي كرد اين جاهاي خالي مربوط به عنصرهايي است كه هنوز كشف نشده اند و حتي توانست براي آنها برخي خواصشان را پيش بيني كند چون بايد خواصي بينابين عنصر بالاتر و پايين تر از خود در يك ستون داشته باشد. او همچنین از روی این جدول توانست وجود بعضی از عناصر را که تا آنروز کشف نشده بود حدس بزند و همين امر و پيش بيني هاي او كه درست از آب در مي آمد سبب شهرت زياد او نسبت به ساير دانشمندان هم دوره اش گرديد . جدول تناوبی امروزی
در جدول تناوبی که امروزه ما می بینیم ساختار کلی همان است که در جدول مندلف وجود داشت اما عناصر بجای جرم اتمی بر اساس عدد اتمی در جدول قرار می گیرند. البته با اين تصحيح جاي عنصرها عوض نمي شود
چگونه از جدول تناوبی استفاده نمائیم؟ یک جدول تناوبی می تواند شامل اطلاعات متفاوت و متنوعی باشد که بسته به نوع کاربردی که از آن متصور است طراحی می شود، در یک جدول معمولی می توان علامت اختصاری عناصر، عدد اتمی و جرم اتمی آنها را یافت. همچنین از روی گروهی که آن عنصر به آن وابسته است خصوصیات شیمیایی آنرا حدس زد. مثلا در گروه 1 که فلزات قلیایی جای دارند عناصر وابسته به آن فلزاتی هستند به شدت واکنش پذیر که در طبیعت بطور خالص یافت نمی شوند و برای تهیه آنه معمولا از روشهای مشکل الکترولیز استفاده میشود که در این روشها ممکن است از نمک هالوژن مذاب آنها استفاده کنند. این فلزات با آب به شدت واکنش پذیرند و تعدادی از آنها در واکنش با آب تولید مقادیر زیادی حرارت و گاز هیدروژن میکنند که گاز تولید شده در اثر حرارت آتش میگیرد و واکنش با شعله همراه خواهد بود. همانطور که می بینید یک گروهبندی ساده خواص بسیار زیادی از مواد را در اختیار ما قرار داد. در بعضی جدولهای تناوبی نام انگلیسی عنصر مورد نظر و (یا) آرایش الکترونی عنصر آن نیز نمایش داده شده است. بعضی از آنها شامل نیمه عمر عناصر رادیو اکتیو هستند، بعضی ممکن است شکل بلوری نقطه ذوب و جوش و خواص دیگر فیزیکی عنصر را به همراه داشته باشند.
+ نوشته شده توسط پویا در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت
0:58 |
رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند : 1. اولين آيه قرآن» بسم الله الرحمن الرحيم « داراي 19 حرف عربي است . 2. قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است ( 6 × 19 ) . 3. اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق » شماره 96 « نوزدهمين سوره از آخر قرآن است . 4. سوره علق 19 آيه دارد . 5. سوره علق 285 حرف ( 15 × 19 ) دارد . 6. اولين بار كه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي آيه علق را آورد كه شامل 19 كلمه است . اين 19 كلمه ، 76 حرف ( 4 × 19 ) دارد كه به تعداد حروف ( بسم الله الرحمن الرحيم ) است . 8. دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم ( شماره 68 ) را آورده كه شامل 38 كلمه ( 2 × 19 ) است .
+ نوشته شده توسط پویا در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت
0:55 |
به نقطه ی سیاه نگاه کنید و سر را عقب و جلو ببرید. + نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
14:36 |
یک مردیهودی نزد حضرت علی (ع ) آمد و گفت :یا علی به من عددی بگو که هم نصف و هم ثلث و هم ربع و هم خمس و ... و هم عشر دارد و کامل هم باشد .
امیرالمؤمنین فرمودند : اگر ایام هفته که هفت روز است را در ایام سال که 360 روز است ضرب کنی این عدد که مورد نظر شماست بدست خواهد آمد. آن مرد یهودی چون حساب کرد دید درست است . ( 2520 = 7 × 360 ) 504=5÷2520 630=4÷2520 840=3÷2520 1260=2 ÷2520 280=9 ÷2520 315=8÷2520 360=7÷2520 420=6÷2520 252 = 10÷ 2520 + نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
14:32 |
معمای اول: تعدادی جعبه ارنی کارمند کشتیرانی با سفارشی غیر معمول برای تهیه ی جعبه های بسته بندی روبرو شده است. در این سفارش باید هر جعبه به شکل مکعب و ضلع هر مکعب یک اینچ طولانی تر از مکعب قبلی و ضلع کوچکترین مربع یک اینچ باشد. می توانید راه ساده ای برای یافتن سطح کل مقوای لازم به او نشان دهید و حجم محصور شده با 100 جعبه را نیز به او بگویید؟(استفاده از واحد اینچ در معما راه حل کلی را تغییر نمی دهد. معمای دوم: آجیل مخلوط قیمت کیسه ای محتوی یک کیلو گردو و دوکیلو بادام کوهی دو هزار تومان است. قیمت یک کیسه محتوی چهار کیلو فندق و یک کیلو گردو سه هزار تومان است. با هزار و پانصد تومان تنها می توان کیسه ای محتوی سه کیلو بادام ، یک کیلو گردو و یک کیلو فندق خرید. برای کیسه ای محتوی یک کیلو از هر یک از این چهار نوع چقدر باید پرداخت؟ معمای سوم: در ترازو پنج مهره داریم که از نظر چشم و دست یکسانند؛ اما هیچ دو مهره ای از آنها هم وزن نیستند. آیا می توانید تنها با یک ترازوی دو کفه ای و حداکثر هفت بار وزن کردن آنها را به ترتیب وزن قرار دهید؟ به عبارت دیگر سنگین ترین مهره، سنگین ترین در مرحله ی دوم و... را معین کنید. معمای چهارم: خط های متقاطع در صورتی که شش خط در تکه ای کاغذ چنان رسم شود که هر خط، هر خط دیگر را قطع کند و هیچ سه خطی در یک نقطه متقاطع نباشند، چند مثلث تشکیل می شود؟ + نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
14:29 |
یونانیان عددی را که برابر مجموع مقسوم علیه هایش بود را عددی استثنایی میدانستند.نخستین عدد از این نوع عدد ۶ میباشد .چنین عددی را عدد کامل گویند.عدد کامل بعد از ۶ عدد ۲۸ است.یونانیان ۴ عدد نخستین را کشف کردند. این اعداد عبارتند از ۶ و ۲۸ و ۴۹۶ و ۸۱۲۸ . در حدود ۱۵۰۰ سال بعد پنجمین عدد کشف شد. و آن عدد ۳۳۵۵۰۳۳۶ است. ششمین عدد کامل ۸۵۸۹۸۶۹۰۵۶ است. تا امروز هفده عدد کامل کشف شده است. هفدهمین عدد کامل ۱۳۷۳ رقم است. برای نوشتن چنین عددی حداقل نصف کاغذ آ4 لازم است.
6=1+2+3 28=1+2+4+7+14 + نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
14:26 |
در طبیعت هرگاه اشیا به سمت شی بخصوصی کشیده شده و در آن جذب شوند ( نا پدید شوند) به آن شی سیاهچاله گویند. اعداد هم سیاهچاله های فراوانی دارند . که به اختصار در مورد آن صحبت می کنیم . سیاهچاله اعداد چیست ؟ هرگاه هر عدد طبق رابطه خاصی بصورت سری ادامه پیدا کند و در انتها برای هر عدد به ارقام مشترک برسیم به ارقام مشترک سیاهچاله گویند. مثال ::: سیاهچاله 1 ارقام 1 - 2 - 4 با رابطه زیر یک سیاهچاله است . عددی در نظر گرفته اگر زوج بود آن را بر 2 تقسیم کنید و گرنه آنرا در 3 ضرب کرده و با 1 جمع می کنید سپس این کار را باز ادامه دهید و .... هر عددی که ابتدا در نظر گرفته باشید در آخر با این رابطه به ارقام 1 - 2 - 4 می رسیم . مثلا عدد 10 1 ------- 2 -------- 4 -------- 8 -------- 16 -------- 5 -------- 10 قابل توجه دوست داران ریاضی این سیاهچاله یکی از معروفترین سئوالات ریاضی است که تقریب 80 سال نه کسی آنرا به اثبات رسانیده یا مثال نقضی برای آن پیدا کرده است . + نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
14:25 |
شرح کارروی میزی پنج جسم قرار دهید , طوریکه تعداد حروف تشکیل دهنده اسم اجسام از 9 بیشتر نباشد و اجسام از نظر تعداد حروف یکسان هم نباشند. مانند کاغذ که چهار حرفی است و خودنویس که هفت حرفی است. سپس از حاضرین تقاضا کنید که دور از چشم شما پنج جسم در کاغذی لیست کنند بطوریکه تعداد حروفشان برابر نباشد. سپس بصورتی که شما دستور می دهید عمل نمایند. نحوه عمل
پیش گویی غیبی
+ نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
14:24 |
خواب ریاضی باز هم خواب ریاضی دیده ام خواب خطهای موازی دیده ام خواب دیدم می خوانم ایگرگ زگوند خنجر دیفرانسیل هم گشته کند از سرهر جایگشتی می پرم دامن هر اتحادی میدرم دست و پای بازه ها را بسته ام از کمند منحنی ها رسته ام شیب هر خط را به تندی می دوم گوش هر ایگرگ وشی رامی جوم گاه در زندان قدر مطلقم گاه اسیر زلف حد و مشتقم گاه خط را موازی میکنم با توانها نقطه بازی می کنم لشگری تمریندارم بی شمار تیمی از فرمول دارم در کنار ناگهان دیدم توابع مرده اند پاره خط نقطه ها پژمرده اند کاروان جذر ها کوچیده است استخوان کسر ها پوسیده است از لگ و بسط و نپر آثار نیست رد و پایی از خط و بردار نیست هیچکس رازین مصیبت غم نبود صفر صفرم هم دگر مبهم نبود آر ی آری خواب افسون می کند عقده را از سینه بیرون می کند مردم ازاین ایکس و ایگرگ داد داد روزهای بی ریاضی یاد باد
+ نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
14:16 |
معمای آلبرت اینشتاین در قرن نوزدهم میلادی
آیا شما در زمره دو درصد افراد باهوش در دنیا هستید؟ پس مساله زیر را حل کنید و دریابید در میان افراد باهوش جهان قرار دارید یا خیر! هیچگونه کلک و حقه ای در این مساله وجود ندارد، و تنها منطق محض می تواند شما را به جواب برساند. ۱) در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد. آلبرت اینشتاین این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند! + نوشته شده توسط پویا در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت
14:14 |
+ نوشته شده توسط پویا در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت
23:7 |
دکتر سیاوش شهشهانی در سال ۱۳۸۲ به عنوان چهره ماندگار ریاضیات کشور معرفی شد.
... ادامه مطلب + نوشته شده توسط پویا در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت
23:5 |
فكر ميكنم با اوضاع و احوال كنوني كه هر محاسبهاي از هر قسم و هر نوع با زدن يك دكمه توسط نرمافزارهاي متنوع انجام ميشود صحبت از اينكه خواندن رياضيات از ملزومات زندگي روزمره است كمي سادهانگارانه باشد. ديگر آن زمان كه لازم بود بسياري چيزها ياد بگيريم تا بتوانيم منحني يك تابع را رسم كنيم گذشته است. امروزه اين كار حتي از عهدهي سادهترين ماشينحسابها نيز برميآيد. ديگر آن روزها كه به بچهها ميگفتيم كه حتي اگر وارد كار تجارت نيز بشويد باز براي رسيدگي به حساب و كتابهايتان بايد رياضيات بدانيد سپري شده است. تمام اين كارها توسط نرمافزارهايي كه بهسادگي در دسترس همگان است انجام ميشود. ...ادامه مطلب + نوشته شده توسط پویا در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت
22:58 |
متن زير خلاصه مقاله پروفسور« سر مارتين ريس » يكي از پيشگامان كيهان شناسي در جهان است. وي استاد تحقيقات انجمن سلطنتي در دانشگاه كمبريج و داراي عنوان اخترشناس سلطنتي است. در عين حال وي عضو انجمن سلطنتي، آكادمي ملي علوم ايالات متحده و آكادمي علوم روسيه است. وي ضمن مشاركت با چندين همكار بين المللي ايده هاي بسيار مهمي در مورد سياهچاله ها، تشكيل كهكشان ها و اخترفيزيك انرژي بالا داشته است... ادامه مطلب + نوشته شده توسط پویا در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت
22:55 |
به زبان ساده تنگرام (Tangram) عبارت است از یک معمای چینی که می گوید یک مربع را می توان به ۵ مثلث، یک مربع و یک لوزی چنان کاهش داد، طوری که طرز آرایش این اشکال در کنار هم می تواند متفاوت از هم باشد، ولی در کل شکل نهایی یک مربع است. این تعریف کمی گنگ است، لذا به سراغ جستار فنی تر می رویم: تنگرام، ترکیبی از قطعات چندضلعی صفحه مانندی است به نحوی که اضلاع این چندضلعی ها منطبق بر همدیگر هستند. در کل ۱۳ تنگرام محدب وجود دارد (یک تنگرام محدب شامل یک مجموعه از قطعات تنگرام است که در یک چند ضلعی محدب (convex polygon) مانند مربع چیده شده اند). جالب است بدانید که شکل راست در زیر (مربوط به یک تنگرام با اجزای رنگ شده) علامت ویژه یا به اصطلاح لوگوی شرکت خدمات آب و برق ... Illinois Power در آمریکا است.
+ نوشته شده توسط پویا در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت
22:51 |
مطلب زير بريدهاي از يك نوشتار بلند پيرامون مباني نظري موسيقي در تمدن اسلامي است. اين مطلب به ريشههاي و تاثيرات تفكر يوناني بر فرهنگ موسيقايي اسلامي ميپردازد. در بررسي تاريخ موسيقي در تمدن اسلامي، گام اول اشارتي نه چندان گذرا به فرهنگ و فلسفه يوناني است. اين گام ضروري است زيرا در اين معنا ترديدي وجود ندارد كه تاثيرپذيري فلسفه و كلام اسلامي از انديشههاي فلاسفه يوناني، نقش مهمي در رويكرد به موسيقي در تاريخ تفكر و تمدن اسلامي داشته است. نظرگاههاي خاص «اخوان الصفا» و عرفاي بزرگي چون «مولانا محمد جلال الدين رومي » در مورد موسيقي و سماع، بازتابي از ديدگاه هاي فيثاغورثيان پيرامون موسيقي است. بررسي تاريخي موسيقي با فيثاغورث آغاز ميشود. فيلسوف نامآور جزيره «ساموس» كه در سال 532 قبل از ميلاد به دنيا آمد و از بنيانگذاران اولين انجمن فلسفي عرفاني در زندگي انسان غربي است. «كاپلستون » در «تاريخ فلسفه» معتقد است، محور افكار و اعمال فيثاغورثيان تزكيه و تطهير بود. آنها عوامل وصول بدين تطهير و تزكيه را، تمرين سكوت، موسيقي و مطالعه رياضيات ميدانستند. همنشيني موسيقي و رياضيات در ذهنيت فيثاغورثيان، ابواب معرفتي مهمي را بر ذهن و روح بشر گشود و در اين ميان موسيقي كه نسبت بسيار گستردهاي با عدد و هندسه داشت، عاملي براي عروج و صعود روح و ادراك رقص و چرخ افلاك توسط فيثاغورثيان شد. فيثاغورثيان اولين كساني بودند كه پي بردند ميتوان فواصل ميان نتهاي چنگ را با عدد بيان كرد. همچنين «فيثاغورث ميان سازوارهاي موسيقايي و رياضيات رابطهاي اساسي يافت. ولي آنچه او كشف كرد بسيار دقيق و روشن بود. هر گاه تك تار كشيدهاي را به ارتعاش درآوريم يك نت اصلي ايجاد ميكند. نتهايي كه با اين نت سازوارهاي دارند با تقسيم تار به عده كاملا درستي از اجزاي آن به دست ميآيند، درست به دو جزء، درست به سه جزء، درست به چهار جزء. الي آخر. اگر نقطه ساكن تار، يا گره، بر يكي از اين نقاط مشخص قرار نگيرد، صداناساز است... فيثاغورث دريافته بود كه نواهايي كه به گوش خوشايند هستند با تقسيمات طول تمام تار بر اعداد درست مطابقت دارند. اين كشف براي فيثاغورثيان نيرويي عرفاني داشت. تطابق ميان طبيعت و عدد آنچنان قوي بود كه اينان متقاعد شده بودند كه نه تنها صداهاي طبيعت، بلكه همه ابعاد مميز آن نيز، بايد اعدادي ساده و بيانگر سازوارهاي باشند. مثلا فيثاغورث و پيروانش بر اين عقيده بودند كه مدارهاي اجرام فلكي را ( كه به تصور يونانيان روي كره هاي بلورين به دور زمين گردش ميكنند) با ربط دادن آنها به فاصلههاي موسيقي ميتوان حساب كرد. احساس آنها چنين بود كه همه نظامهاي موجود در طبيعت موسيقايياند: از ديد آنها گردش چرخ، موسيقي افلاك بود.» فيثاغورثيان زمين را كروي ميدانستند و معتقد بودند «نه تنها مركز جهان نيست بلكه زمين و سيارات همراه با خورشيد گرد آتش مركزي يا «كانون جهان» كه با عدد يك، يكي گرفته ميشد ميگردند.» تحليل موسيقايي فيثاغورثيان در طول تاريخ مورد ستايش و در عين حال انتقاد برخي واقع شده است. ليكن اهميت كار او در كشف نقش مهم اعداد در موسيقي و حساب بسيار قابل توجه و غير قابل انكار است. برتراندراسل در اين مورد ميگويد: «رابطهاي كه وي (فيثاغورث ) ميان موسيقي و حساب پديد آورد هنوز در اصطلاحات رياضي «معدل هارمونيك» و «تصاعد هارمونيك» به جاي مانده است.» همچنين راسل معتقد است نسبت قوي ميان رياضيات و حقيقت، منشأ اعتقادات عرفاني و عقلاني در حيات انسان شده است: «به نظر من بزرگترين منشأ اعتقاد به حقيقت كامل و ابدي و نيز اعتقاد به عالم معقول و نامحسوس همان رياضيات است. نظريات عرفاني درباره نسبت زمان و ابديت نيز به وسيله رياضيات مطلق تقويت مي شود. زيرا كه اشياي رياضي مانند اعداد اگر اصولا واقعيتي داشته باشند، ابدي هستند و در بستر زمان قرار ندارند چنين اشياي ابدي را ميتوان افكار خدا پنداشت؛ نظر به افلاطون كه ميگويد خدا «مهندس»است و عقيده سر جيمز جينز كه ميگويد خدا به علم حساب معتاد است از اين جا آب ميخورد، دين تعقلي در برابر دين اشراقي، از زمان فيثاغورث و خاصه از زمان افلاطون تاكنون متأثر از رياضيات و اسلوب رياضي بوده است، تركيب رياضيات و الهيات كه با فيثاغورث آغاز شد، در يونان و قرون وسطي و عصر جديد تا شخص كانت صفت مشخص فلسفه ديني شد.» اين پيوستگي و پيوند ميان رياضيات، فلسفه، هنر، الهيات و عرفان بعدها عامل بسيار مهمي در شكل گيري هنر اسلامي شد. در سطور پيشين ذكر شد كه نظريات فيثاغورثيان مورد انتقاد فلاسفه اسلامي چون فارابي، بوعلي سينا و بعدها «وين چن زوگاليله» - پدر گاليله- قرار گرفت. اما تحقيقات جديد نشان داده است استناد فيثاغورثيان به حساب و هندسه نه مبتني بر الهيات يوناني كه مبتني بر الهيات و اساطير سومريان بوده است. در اين تحقيقات سعي بر اين است كه بين نقش بسيار مهم فلسفه يوناني در شكل گيري موسيقي علمي و عددي و نيز انتقادهايي كه به انديشه فيثاغورثيان ميشود، جمعي صورت گيرد. از يك سو افلاطون، «برجستهترين اسطوره نگارهارمونيك غرب» لقب ميگيرد و از سوي ديگر مباني فكري او مستند به كشفيات رياضي- موسيقايي سومريان ميشود. بدين ترتيب اين تحقيقات فيثاغورثيان را دور ميزند. از جمله اين محققان جديد، «ارنست جي مك كلين» است. وي ضمن ذكر انتقادات وين چن زوگاليله به نظريات داستان جذاب ارتباط موسيقي و كيهان شناسي» خود برميگزيند. از ديدگاه وي افلاطون به عنوان برجستهترين اسطورهنگار هارمونيك، متأثر از رياضيات سومري است. وي ميگويد: «بايد بدانيم كه مجبوريم تئوري اعداد مربوط به موسيقي را به صورت سنگريزههاي مثلث شكل يا «چارگان مقدس» درآورده و اجرا كنيم و براي رسيدن به اين منظور- بنا به عقيده فيثاغورثيها- لازم است كه از الگوهاي خشتي موجود در نماد سومري «كوه»تبعيت نماييم و سپس مانند سقراط دلالتهاي هارمونيك تئوري اعداد مربوط به موسيقي را به صورت سنگريزههاي مثلث شكل يا «چارگان مقدس» درآورده و اجرا كنيم و براي رسيدن به اين منظور – بنا به عقيده فيثاغورثيها- لازم است كه از الگوهاي خشتي موجود در نماد سومري«كوه» تبعيت نماييم و سپس مانند سفراط دلالتهاي هارمونيك تئوري اعداد مربوط به موسيقي را به صورت دايرهاي بر روي شن به تصوير درآوريم. اين دايره همان جهان يا كيهان است كه همانند صداهاي گام 12 درجهاي تا ابد به صورت دايرهاي خواهند بود.» «مك كلين» با ذكر اعداد نمادين سومري كه كاركرد خدايان اين تمدن را نشان ميداد نسبت ميان تقسيمات موسيقي با اين اعداد و كاركردها را نشان ميدهد. به عنوان مثال نماد عددي Ano به صورت 6060=1 در نظر گرفته ميشد و خدايي چون ِِEnlil با نماد عددي 50 مبدع فاصله موسيقايي سوم بزرگ Major third با نسبت چهار پنجم و سوم كوچك Major third با نسبت پنج ششم محسوب ميشود. Enki خداي آبهاي شيرين و با نماد عددي 40، فاصله پنجم درست Perefect Fith كه فدرتمندترين فاصلهها پس از اكتاو است را سبب ميشود. خدايان ديگر نيز چون Sin، ٍShamash، ( يا شمس عربي)، Ishtar، nergal ، Baal و mardok هر كدام اين قلمرو پذيرايي نقشي ميشوند، نقشي كه از ارتباط گسترده ميان الهيات ، رياضيات و موسيقي حكايت ميكند. «تئون ازميري» متاثر از اين ديدگاه گفته بود: «اعداد سرچشمههاي شكل و وانرژياند در جهان. آنها حتي در نزد خود پويا و فعالند، چونان اغلب مردم در استعداد خود براي تئاتر متقابل.» در تاثير پذيري فيثاغورثيان از هندسه و حساب سومري و نيز تاثير پذيري افلاطون از اين حساب و هندسه و همچنين قدسي انگاشتن عدد نزد فيثاغورث و فيثاغورثيان شكي وجود ندارد. افلاطون در رساله تيمايوس Timaeu فرضيات جهان شناسي خود را ارائه كرده است. در اين رساله «جاي سقراط را يك تن فيثاغورثي گرفته است و قسمت عمده نظريات مكتب فيثاغورثي در آن بيان شده است.» تاثير پذيري افلاطون از حساب و هندسه سومري و فيثاغورثي كه نقش مهمي در نظريات موسيقايي او داشت در اين رساله مشهود است:« تيمايوس ميگويد كه عناصر حقيقي جهان مادي خاك و هوا و آتش و آب نيستند بلكه عناصر حقيقي عبارتند از دو نوع مثلث قائمه الزاويه: يكي مثلثي كه نصف مريع است و ديگري مثلثي كه نصف مثلث متساوي الاضلاع است. در آغاز همه چيز درهم ريخته بوده و عناصر گوناگون پيش از آن كه نظم و آرايش يابند و جهان را پديد آورند در جاهاي گوناگون بودهاند ولي سپس خدا آنها را با شكل و عدد آرايش داد و آنها را كه خوب و زيبا نبودند تا سر حد امكان خوب و زيبا ساخت، گويا آن مثلثهايي كه در بالا ياد كرديم زيباترين شكلهايند بدين سبب خدا آنها را در ساختن ماده به كار برد. با اين مثلثها چها تا از احجام منتظم پنج گانه را ميتوان ساخت و هر يك از اتمهاي چهار عنصر اصلي يكي از آن احجام منتظم است. اتم خاك شش سطحي، اتم آتش چهار سطحي، اتم هوا هشت سطحي و اتم آب بيست سطحي است.» بحث بر سر صحت يا عدم صحت فرضيات افلاطون نيست، راسل در تاريخ فلسفه غرب ميگويد: «رساله تيمايوس بيش از همه آثار افلاطون حاوي مطالب احمقانه است» اما در عين حال نميتواند به جدي بودن برخي مطالب او اقرار نكند: « مشكل بتوان تشخيص داد كه در رساله تيمايوس چه چيزهايي را بايد به جد گرفت و چه چيزهايي را بايد بازي خيال انگاشت. به نظر من شرح خلقت و پديد آمدن نظم از بي نظمي را بايد كاملا به جد گرفت. همچنين است تقسيم بندي چهار عنصر و رابطه آنها با احجام منتظم و مثلثهايي كه آنها را تشكيل ميدهند.» همچنين رابرت لولر در كتاب ارزشمند خود تحت عنوان «هندسه مقدس» نسبت ميان هندسه قدسي و موسيقي از ديدگاه افلاطون را چنين روايت ميكند: «شايد به خاطر تامل در قوانين وساطت است كه شخص ميتواند رابطه بنيادين ميان هندسه و موسيقي را از قراري كه افلاطون در نامه هفتم خود مي گويد- و بيش از هر علم ديگر به آن احترام ميگذارد- اجمالا ببيند و شايد به همين دليل است كه مصريات دو هرم بزرگ را در جيزه ساختهاند كه يكي از آنها تنها مثلثي است كه اضلاعش يكي در تصاعد هندسي و ديگري در تصاعد 5،4،3 حساب است. در عصر ما «سايمون ويل» از اهميت اين علم به عنوان اصلي فلسفي براي عرفان عيسوي ياد ميكند
با تشکر از دكتر حسن بلخاري
+ نوشته شده توسط پویا در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت
22:48 |
مجموع اعمال ریاضی شامل جمع ، ضرب ، مشتق ، انتگرال و... که بر روی بردارها انجام میشود، بر اساس قواعد و اصول خاصی قابل اجراست. مجموعه این قوانین در مبحثی تحت عنوان جبر برداری مورد بحث قرار میگیرند. اطلاعات اولیه بحث حرکت در دو یا سه بعد با وارد کردن مفهوم بردار بسیار ساده میشود. یک بردار از نظر هندسی به صورت کمیتی فیزیکی تعریف میشود که بوسیله اندازه و جهت در فضا مشخص میشود. به عنوان مثال میتوان به سرعت و نیرو اشاره کرد که هر دو کمیتی برداری هستند. هر بردار را با یک پیکان که طول و جهت آن نمایشگر اندازه و جهت بردار است، نمایش میدهند. جمع دو یا چند بردار را میتوان بر اساس راحتی کار با استفاده از روشهای متوازی الاضلاع یا روش تصاویر که در آن هر بردار را به مولفههایش در امتداد محورهای مختصات تجزیه میکنند، انجام داد. ضرب بردارها ضرب بردار در حالت کلی به دو صورت ضرب نقطهای یا عددی و ضرب برداری انجام میشود. در ضرب عددی یا اسکالر یا نقطهای که با نماد A.B نمایش داده میشود، حاصضرب برابر با است با حاصلضرب اندازه یک بردار در اندازه تصویر بردار دیگر بر روی آن. طبیعی است که اگر دو بردار بر هم عمود باشند، حاصلضرب آنها صفر خواهد بود. اما در ضرب برداری که بصورت A×B نمایش داده میشود، نتیجه حاصلضرب ، برداری است که جهت آن با استفاده از قاعده دست راست تعیین میشود و اندازه آن با حاصلضرب اندازه دو بردار در سینوس زاویه بین آنها برابراست. ضرب برداری علاوه بر دو حالت فوق میتواند بصورت مختلط نیز باشد. به عنوان مثل اگر C , B , A سه بردار دلخواه باشند در این صورت میتوان ضربهایی به شکل A.B×C یا A×B×C نیز تشکیل داد. اما همواره باید توجه داشته باشیم که نتیجه حاصلضرب اسکالر یا عددی یک عدد است در صورتی که نتیجه حاصلضرب برداری یک بردار است. قاعده دست راست قاعده دست راست که در بیشتر مسائل فیزیک که با بردارها سر و کار دارند مطرح است، به این صورت بیان میشود: فرض کنید A و B دو بردار دلخواهی هستند که به صورت برداری در یکدیگر ضرب (برداری )میشود. برای تعیین جهت بردار حاصلضرب کافی است چهار انگشت دست راست را در راستای بردار اول قرار داده و بوسیله چهار انگشت خود این بردار را بطرف بردار دوم بچرخانیم، در این صورت جهت انگشت شست دست راست در راستای بردار منتجه خواهد بود. مشتق گیری برداری برای مشتق گیری برداری قواعد خاصی وجود دارد که به صورت زیر اشاره میشود.
انتگرال گیری برداری در حالت کلی سه بعدی دو نوع تابع میتوان در نظر گرفت. توابع نقطهای اسکالر و توابع نقطهای برداری. به عنوان مثال تابع انرژی پتانسیل یک تابع نقطهای اسکالر است، در صورتی که شدت میدان الکتریکی یک تابع نقطهای برداری است. همچنین انتگرال گیری نیز میتواند به سه صورت خطی ، سطحی و حجمی صورت گیرد. در حالت اول انتگرال گیری بر روی یک منحنی صورت میگیرد. اما در حالت دوم انتگرال گیری روی یک سطح و سرانجام در حالت چهارم روی یک حجم صورت میگیرد. نکته قابل توجه در اینجا این است که انتگرال گیری با توجه به تقارن موجود و نیز نوع تابع مسئله در سیستمهای مختصاتی مختلف انجام داد. به عنوان مثال اگر مسئله مورد نظر ما دارای تقارن کروی باشد بهتر است کلیه انتگرالهایی که در مسئله مورد نیاز است در سیستم مختصات کروی انجام دهیم. + نوشته شده توسط پویا در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت
15:6 |
به نام او که عالم را بر اساس « حساب » و « هندسه » آفرید . آری به نام او که همه چیز دنیا را بر اساس حساب استوار کرد و بر پایه هندسه نظم بخشید . دوست خوبم سلام ! امیداورم روزهای زندگی ات سرشار از تلاشهای مثبت و منطبق بر خط راست در جهت رسیدن به خدای یگانه باشد . دوست خوبم ! جریان اندیشه های زلال ، سرزمین فکر ما را آبیاری و سر سبز می کند ، پس چه نیک است سر گذرگاه جریان اندیشه های خویش بنشینیم و از زاویه بالا آن را تماشا کنیم اگر دو ضلع زندگی« امید » و« عمل » باشد زاویه زندگی به لطف خدا همواره « منفرجه » است . بدان که« امید » را باید به منزله مرکزی دانست که کلیه امور بشری مانند دایره پیرامون آن می چرخد و« عمل » همان تلاش های مثبت اوست که او را به مقصد می رساند . دوست خوبم ! اگر« حساب عمرمان » را داشته باشیم « آدم حسابی » می شویم . بنابراین از حساب امور زند گی خود غافل نشویم چرا که ذات حق دائم به کار حساب مشغول است . دوست خوبم ! اگر چه منطق ضامن سلامت کار یک ریاضیدان است ولی منبع تغذیه او نیست نان روزانه او را مسائل مهمتر ، که موجب پیشرفت او می شوند تامین می کند . دوست خوبم ! چه زیباست دررفتار با دیگران خوبی ها را جمع کنیم ، بدی ها را تفریق نماییم ، شادی ها را ضرب نماییم ، غم ها را تقسیم نموده ، از نفرت ها جذر بگیریم و محبت ها را به توان برسانیم . هندسه شخصیت خود را با خطوطی منظم و راست ترسیم کنیم و فراموش نکنیم که یک انسان مسئول باید زندگی فردی اش را بر دو اصل منفی استوار کند تا زندگی اجتماعی و اقتصادی اش همواره براساس اصل مثبتی پایدار بماند : اول آنکه بیش از نیاز نخواسته باشد تا برای کسب آن خود را به خفت بیندازد دوم آنکه بیش از نیاز نداشته باشد تا برای حفظ آن در هراس بیافتد . دوست خوبم ! در زندگی خودآزادگی پیشه کن و فراموش نکن ؛آنانکه دل به « عرض » یک صندلی بسته اند در« طول » زندگی اسیر بوده اند . دوست خوبم ! در انتخاب دوستان و همنشینانت دقت کن و همیشه آنان را از میان دانایان و خردمندان برگزین زیرا خردمند با خردمند سازگار است اما نادان نه با دانا سازگار است نه با نادان دیگر چونانکه خط راست بر خط راست دیگر منطبق می شود اما خط ناراست نه بر ناراست دیگر منطبق می شود نه بر راست . دوست خوبم ! با معادله زیبای زندگی سعی بر آن داشته باش که جدولی مصفا و رسمی دل آرا در حل مختصاتx وy ها شیبی به سوی کمال بی نهایت کشیده گردد تا به مراد خود برسی . چون هرم بلند همت و چون مخروط عالی نهمت باشيد . نور حق و شعاع پرتو جمال محمد «ص» در کانون قلبتان همراس باد
+ نوشته شده توسط پویا در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت
15:4 |
دلم میخواهد زندگی را از زاویه ای دیگر ببینم. دوست دارم نگاه هندسی به زندگی داشته باشم و محیط پیرامون خود را با دیدی نو محاسبه کنم. دلم میخواهد مساحت عمرم را بسنجم و به شخصیتم شکل مناسبی بدهم. میتوانم زندگی را مربعی فرض کنم که اضلاع ان را ایمان- هدف -امیدو عشق تشکیل داده اند یا مثلثی که زاویه های ان علم-ایمان و انسانیت باشد. میتوانم مرکز دایره حیاتم را انتخابهای خوب قرار دهم. چرا سطحی بیندیشم؟ وقتی دوست دارم به افکار و زندگیم عمق دهم و میتوانم حجم معنویتم را افزون سازم. من میتوانم از نقطه های خط عمرم خطی مستقیم در جهت خوبی و مهربانی ترسیم کنم. من دلم میخواهد زندگیم بر قاعده پاکی استوار باشد.به موازات حق پیش بروم و زاویه دیدم باز باشد. وقتی این قدر توانایی دارم چرا شکل غیر منتظم باشم و از میان خطوط خط های شکسته و منحنی را برگزینم؟ من میتوانم منشوری باشم شفاف که از هر سو جلوه ای خاص دارد. منشوری که نور را به راحتی تجزیه میکند و فضا را با رنگهای دلپذیر و جذاب محبت-امید-عشق- عرفان و... می اراید. + نوشته شده توسط پویا در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت
14:50 |
عدد 6174 را در نظر بگیرید و ارقام آن را چنان جابه جا کنید که بزرگترین عدد ممکن از آنها ساخته شود، یعنی آنها را به ترتیب نزولی قرار دهید. همچنین ارقام این عدد را طوری جابه جا کنید که کوچکترین عدد ممکن از آنها تشکیل شود و عدد اخیر را از عدد اول کم کنید خواهیم داشت: 6174 = 1467 - 7641 که همان عدد اول است.حال همین روش را برای عددی مثل 4959 اجرا می کنیم داریم :
5355 = 4599 - 9954
و همین طور برای 5355 داریم :
1998 = 3555 - 5553
و همین طور برای 1998 داریم :
8082 = 1899 - 9981
8532 = 0288 - 8820
6174 = 2358 - 8532
واقعیت این است که با هر عدد چهار رقمی این کار را شروع کنیم به شرط اینکه ارقام همگی یکسان نباشند، این روش عدد 6174 را در حداکثر 7 مرحله بدست خواهد داد. + نوشته شده توسط پویا در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت
14:49 |
لختی
تمایل اجسام برای حفظ وضعیت اولیه خود را اینرسی یا لختی گوبند.
لختی
اتصال الکترسکوپ به زمین یاخنثی کردن (فیزیک1و2)
خنثی کردن الکترسکوپ (فیزیک 1و3)
القای بارمثبت درالکترسکوپ یا برقنما (فیزیک 1 و3)
پلا ستیکی با بار منفی را به کلاهک الکترسکپ نزدیک کنیم بارهای مثببت بطرف کلاهک وبارهای منفی بسمت ورقه ها حرکت میکنند. دراین موقع ورقه هارا با زمین اتصال میدهیم .پس درالکترسکوپ بار مثبت باقی خواهی ماند.
القای بار الکتریکی مثببت درکره رسانا(1و3)
دراین حالت کره را به زمین وصل می کنیم.تافقط بارهای مثبت درکره بمانند. قانون ها بازتاب نور
|
|